داستان کس دادنم به دامادمون | پاپ نما

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان کس دادنم به دامادمون

داستان کس دادنم به دامادمون

داستان کس دادنم به دامادمون
 
musiczan.rozblog.com/post/39/داستان-کس-دادنم-به-دامادمون.html
Translate this page
داستان کس دادنم به دامادمون کس و کون دادن من به شوهر خواهرم – شهوانیاول داستان من بر می گرده حدود 7 سال قبل که خواهر بزرگم که از من 6سال .. او نشب تا می نستم به یاد کیر شهرام که کس منه دو بار خودمو ارضا کردم داماد خوشتیپ داستان سكسيهيچ وقت فکرشم نميکردم که يه زماني کار به اينجا…
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-به-دامادمون-و-رفیقش
Translate this page
کون دادن به دامادمون و رفیقش. 1394/8/8. سلام من محمد هستم.تو داستان قبلم (دامادمون کونی ام کرد) همه چیو گفته بودم از اولین کون دادنم به دامادمون .خلاصه بریم سره اصله داستانم … یه یک ماهی گذشت از اولین کون دادنم تا دوباره جور بشه برنامه سکس با دامادمون .دامادمون منو عصر ۵شنبه دید گفت برنامه مشروب خوری چیدم بادوستم وحید میای شب به …
https://shahvani.com/dastan/ثبت-نام-دانشگاه-و-کیر-علی-دامادمون
Translate this page
Jan 8, 2017 – جوری کلاسام تنظیم کرده بود غلام که از ۸ صبح تا ۸ شب کلاس داشتم و بقیه هفته آزاد بودم و از طرفی خیلی هوای غلام رو داشتم و میدونستم اگه حواسم به کارام نباشه،غلام نمیذاره ادامه بدم.یه روز کلی مخ غلام رو زدم دوساعت آخر رو برم جشن تولد دوست دانشگاهیم و خودش با ماشین دوستش رسوندم و اومد دنبالم و تا دیدم،توی برگشت …
https://shahvani.com/dastan/در-غیاب-دامادمون
Translate this page
در غیاب دامادمون. 1393/4/13. سلام ب همه ی شهوانیااااااا. همین ابتدا از آقایون و خانم هایی ک فکر میکنند سکس با محارم (خواهر ، برادر ، مادر ، پدر) عیبه و زشته و خاهش میکنم ن ….. دیوث کسی که با محرمش سکس می کنه یعنی اینقد بد بخت و لایق هر فحشی هست و ننت وو خالتو هف جد ابادتم معلومه جنده که به توی لاشی پا دادن برو بده لاشی کیرم دهنت …
https://shahvani.com/dastan/کس-و-کون-دادن-من-به-شوهر-خواهرم
Translate this page
کس و کون دادن من به شوهر خواهرم. 1392/5/22. من ن هستم 26 سالمه یه سال هم هست مربی ایروبیک هم هستم عقد کردم ولی هنوز مراسم عروسی نگرفتیم شوهرم هم خیلی دوس دارم خیلی هم واسم مایه میزاره ولی… اول داستان من بر می گرده حدود 7 سال قبل که خواهر بزرگم که از من 6سال بزرگتره ازدواج کرد با شوهرش باهم دوس بودن از قبل دیده بودمش و می …
https://shahvani.com/dastan/شوهرخواهر-کیرتیز
Translate this page
Mar 7, 2012 – از لحاظ لباس و دست دادن با مردها.بعد از یه 3 ماهی که با مجیدم راحت شدیم دیگه من و خواهرامم جلوش با لباس راحتی رفت و آمد میکردیم.بعد از عقد خواهرم با فزهاد دیگه مجید شوخیاشو زیاد کرد و یه چند باری مثلا تصادفی دستشو زد به باسنم.من از لحاظ زیبایی تو فامیل زبانزدم.یه خانم 28 ساله با پوست سفید چشمهای عسلی و هیکل …
https://shahvani.com/dastan/نامزد-من-و-مامانم
Translate this page
Mar 6, 2017 – اینجور کن اون میگفت،دامادشون،موقع حاملگی خواهرش،اومده بوده و مامانش رو دیده انگار ولی مامانش اول اصلا راضی نبوده جوری که گفت میخواستم زنگ بزنم به بابام،ولی بعدش مامانش قربون صدقه دومادشون میرفته و دفعات بعد دیگه مامانش مخالفت نکرده بوده که من بهش گفتم دوماد میتونه با مادرزن سکس کنه.امشب حامد میاد خونه ما ولی …
https://shahvani.com/dastan/شوهر-کثافت-دوستم
Translate this page
Apr 29, 2014 – والا ما نفهمیدیم چرا هرکی میخواد کس بده اه و نالش سر ما خالی میکنه بعدش این خوردن کس اونم تو زوری چه مزه ای داره … برداشت من از داستانت اینه که تو هیچ کنترلی رو خودت نداری هرکی بهت گفت بخواب میخوابی بعدشم که حسابی حال کردی به طرفت میگی کثافت که مثلا تقصیر اون بود و تو از این کار مبرا هستی یا به …
www.javanonline.ir/fa/news/751893/تعميركار
Translate this page
Nov 7, 2015 – اينجوري جواب سربالا دادن، زشته پسرم». توجه به تفسير گزارشگر فوتبال نگذاشت ادامه حرف مامان رو درست بشنوم. چند لحظه بعد دوباره زنگ به صدا درآمد. خيلي عصباني شدم. با خودم گفتم: «خدا كنه همون مزاحم باشه اون وقت من ميدونم و اون». دكمه آيفون تصويري رو كه زدم ديدم بله خودشه. گوشي رو برداشتم گفتم: «مث اينكه ول‌كن …
partahoora.ir/داستان-کس-دادنم-به-دامادمون/
Translate this page
داستان کس دادنم به دامادمون. 1 . داماد خوشتیپ | داستان سكسي 25 ژوئن 2011 … ولي خيلي چيزارو خوب مي دونستم و سرم ميشد چون ديگه بچه نبودم ولي همه به چشم بچه https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/داماد-خوشتیپ/بهم نگاه می کردن نه اينکه از لحاظ جثه کوچک باشم بلکه کاملاً رسيده بودم هم … رضا هم تو کارش وارد بود شروع کرد به …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS