داستان اسپنک | پاپ نما

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان اسپنک

داستان اسپنک

داستان اسپنک
 
https://www.goodreads.com/topic/show/1923314
Translate this page
Jul 22, 2014 – 9 discussion posts. mehdi said: توجه توجه این داستان دارای صحنه هایی هست که ممکن است برای همه مناسب نباشد و مخصوص گروه سنی بالای 18 سال بوده و دارای مح…
https://iranspanking.wordpress.com/…/تجربه-های-اسپنکینگ-نگی…
Translate this page
Nov 13, 2015 – من: واییییی!! یعنی از رو شرت اسپنک شدی؟! اونوقت ازت نپرسید اون یک دست دیگش را چرا نپوشیدی؟ ص: فکر اونجاش را هم کرده بودم، گفتم که رنگی شده تو اسباب کشی و اونم خشکشوییه، اما چه فایده این همه نقشه کشیدم که کمتر دردم بیاد اما فکر کنم فهمید که دروغ گفتم چون هم گفت شلوارم را در بیارم و همم محکمتر می زد…
hottime.blogfa.com/…/کتک-زدن-همسرم-توسط-پدرهمسرم-در-غیاب-م…
Translate this page
حدود سه هفته از آموزشی خدمتم باقی مونده بود که برای یک مرخصی یک روزه اومدم خونه که پنجشنبه بیام و جمعه بعد از ظهر بازم پادگان باشم، همسرم اومده بود مغازهء بابام بهش کمک کنه، خیلی دلم براش تنگ شده بود، چون دو هفته بود نیومده بودم خونه و بخاطر مرخصی هایی که نوبت بقیه شده بود ما رو یک هفته نگه داشتن. وایسادم تا بابام از خونه بیاد …
https://shahvani.com/forum/topic/داستان-اسپنک-شدن-ماندانا
Translate this page
Sep 2, 2015 – داستان این بود که سر بازی پاسور شرط بندی شد ، دو نفر از خانوما با دو تا از اقایون بازی میکردن (که یکیشون پرهام بود )و قرار بود اگر اقایون باختن یکی از دستورات ما رو اجرا کنن و اگر خانوما باختن بلاعکس . از بخت بد من دو تا خانوم بازی رو باختن و واقعا اون دو تا از جمله پرهام جر زدن و حالا بماند . شرط اقایون یه چیزی بود …
https://shahvani.com/dastan/اسپنک-شدن-پارمیس
Translate this page
اسپنک شدن پارمیس. 1392/11/12. با خونوادم رفته بودیم شمال نمک آبرود تازه ساعت 11 شب رسیدیم ویلامون منم ک عاشقه دریا رفتم یکم قدم بزنم با داداشم یادم نبود که گوشیم شارژش تموم شده ساعت 12 بود ک برگشتیم خونه منو داداشم یهو موقه خواب یادم اومد گوشیم شارژ نداشت رفتم زدمش ب شارژ …. من موندم از طرف همه به داستانهای فردا فحش بدم.
https://www.instagram.com/p/BE_vWmaleeW/?hl=mr – Translate this page
May 4, 2016 – 77 पसंती, 11 टिप्पण्या – Instagram “#اسپنک #تنبیه #داستان اونشب قرار بود جان و ماری به جشنی که رئیس جان تدارک دیده بود برن،قبل حرکت…” वरील pedram (@pedram226)
Search – اسپنک باسن
Translate this page
داستان تنبیه شدن هر روز دختر بخاطر درست رفتار کردن. من هر روز قبل از رفتن به مدرسه مجبور بودم در اتاق نشیمن منتظر مامانم بشینم، تا پنج تا به هر طرفم بزنه و من هر روز مجبور بودم با باسن… خاطرات تنبیه بدنی – tanbihmahtab.blogspot.com · https://tanbihmahtab.blogspot.com. تنبیه کتک شلاق کمربند اسپنک کون باسن شلنگ.
Search – اسپنک کردن
Translate this page
داستان تنبیه شدن هر روز دختر بخاطر درست رفتار کردن. من هر روز قبل از رفتن به مدرسه مجبور بودم در اتاق نشیمن منتظر مامانم بشینم، تا پنج تا به هر طرفم بزنه و من هر روز مجبور بودم با باسن… اسپنک | Iranfetish’s Weblog · https://iranfetish.wordpress.com/2007/12/09/اسپنک. شیفته و نیلوفر ، من اسپنک کردن خانوما رو دوست دارم و …
فلک ” داستان کوتاه” | یاداشت های من
Translate this page
May 14, 2014 – در حالیکه به کارتن های تغذیه داخل انباری مدرسه تکیه داده و دستهایم را از دور زانوانم به هم چفت کرده بودم زیر لب به بهروز غرولند می کردم و خودم را سرزنش. بهروز که در فضای تاریک انبار به سختی میتوانست لبهایم را که بهم می خورد ببیند گفت: چیه مثل زنبور وز وز می کنی؟ ببین احمد، هر روز که خربزه می خوره، خودش هم …
داستان تلخ زنان از یک کمپ جنجالی؛ از تنبیه بدنی تا ورود مردان
Translate this page
Apr 4, 2016 – ایران آنلاین-داستان تلخ زنان از یک کمپ جنجالی؛ از تنبیه بدنی تا ورود مردان : : خبری که آمد کوتاه بود و تکان‌دهنده؛ وضعیت کمپ شفق خوب نیست. زنانی که بعد از گذراندن دوران سه تا پنج‌ماهه از شفق آزاد شده بودند در پی تماس‌های مکرر اعلام کردند که می‌خواهند حقایقی را از وضعیت آنجا بازگو کنند. به گفته چندین زن که …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS